|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
رقص حباب
شبها که سکوت است و سکوت است وسیاهی آوای تو می خواندم از لا یتناهی آوای تو می آردم از شوق به پرواز شبها که سکوت است و سکوت است وسیاهی امواج نوای تو،به من می رسد از دور دریایی و من تشنهء مهر تو ،چو ماهی وین شعله که با هر نفسم می جهد از جان خوش می دهد از گرمی این شوق ،گواهی دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست من سر خوشم از لذت این چشم به راهی ای عشق، تو را دارم و دارای جهانم همواره تویی،هر چه تو گویی و تو خواهی. ((فریدون مشیری)) |+| نوشته شده توسط نازی در یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت 17:59
|